کد خبر : 208892
تاریخ انتشار : پنجشنبه 3 اسفند 1402 - 12:37

فیلم B کیلر دلقک جیمز ون در بیک به طرز شگفت انگیزی جذاب است

فیلم B کیلر دلقک جیمز ون در بیک به طرز شگفت انگیزی جذاب است

  به گزارش downloadfiilm.com و به نقل از برخورد دهنده هر کسی که تا به حال تلاش کرده است چیزی بنویسد – کتاب، فیلمنامه، شعر… مقاله برای وب سایت های بسیار محبوب، یا حتی کارت های تولد – با این نوع خاص از رنج آشناست. ایده یک صفحه خالی هم هیجان انگیز و هم وحشتناک

 

به گزارش downloadfiilm.com و به نقل از برخورد دهنده هر کسی که تا به حال تلاش کرده است چیزی بنویسد – کتاب، فیلمنامه، شعر… مقاله برای وب سایت های بسیار محبوب، یا حتی کارت های تولد – با این نوع خاص از رنج آشناست. ایده یک صفحه خالی هم هیجان انگیز و هم وحشتناک است. تنها چیزی که ممکن است وحشتناک تر باشد، یک دلقک روح سیگاری است که از مردگان بازگشته تا همه کسانی را که جرات کرده اند به او بخندند مجازات کند. متأسفانه، فیلم پیش نویس نهایی، نویسنده پل تویست (با بازی جیمز ون در بیک از داوسون کریک) را می بیند که هم با بلاک نویسنده سر و کار دارد و هم با یک دلقک روح سیگاری که از مردگان بازگشته تا همه کسانی را که جرات کرده اند به او بخندند، مجازات کند.

این کم و بیش داستان این فیلم محصول ۲۰۰۷ است که توسط دارین لوسیو نوشته شده و توسط جاناتان دوک کارگردانی شده است. اشکالی ندارد اگر هرگز آن را ندیده باشید – یا در مورد آن چیزی نشنیده باشید. تعداد بسیار کمی از مردم این کار را داشته اند و آنهایی که این کار را انجام داده اند، آن را خیلی دوست نداشته اند. با این حال، Final Draft یک فیلم دلقک قاتل ترسناک و ترسناک است که شباهت بیشتری با The Shining دارد تا IT، و ثابت می کند که ون در بیک می تواند بسیار بیشتر از پسر همسایه ای باشد که در نوجوانی مهم بازی کرده است.  

 

“پیش نویس نهایی” درباره چیست؟

همانطور که قبلا ذکر شد، پیش نویس نهایی داستان پل توئیست، فیلمنامه نویس مبارزی را روایت می کند که مدتی است موفق نشده است. زندگی شخصی او هم چندان خوب پیش نمی رود. در اوایل فیلم، پل با دوستش دیوید (با بازی نویسنده فیلم، دارین لوسیو) برای صرف قهوه آشنا می شود. آن دو به سرعت به اتفاقات زندگی می پردازند و پل به دیوید یادآوری می کند که همسرش او را ترک کرده است. با این حال دیوید نمی خواهد در مورد آن صحبت کند. او پیشنهادی برای دوستش دارد و می‌گوید که اگر پل بتواند فیلمنامه‌ای را در ۱۸ روز بنویسد، دیوید او را به یکی از دوستان تهیه‌کننده‌اش معرفی می‌کند تا احتمالاً درباره ساخت فیلم صحبت کند. پل ایده ای به دست آورد – یکی از آنها بر روی دلقک روح سیگاری فوق الذکر و آسیبی که پل در هنگام مشاهده مرگ یک دلقک نمایشی متحمل شد، تمرکز می کند.

سال ها پیش پل و برادرش مایکل به نمایشی رفتند که در آن پانچی دلقک ستاره بود. پیش‌فرض نمایش پانچی این بود که همه چیز برای پانچی بد پیش می‌رفت، اما پس از آن چیزی واقعاً اشتباه شد. پانچی سعی کرد اتر را در شعله ای فروزان دمیده کند. شعله به صورت پانچی برگشت و فوراً او را مشتعل کرد. پانچی جلوی چشمان پل، مایکل و اتاقی پر از بچه مرد. «و آیا می‌خواهید پرهیجان‌ترین قسمت را بدانید؟» پولس از داوود پرسید. “ما خندیدیم.” پس ایده پل در مورد پانچی دلقک است که از مردگان باز می گردد تا همه کسانی را که به او می خندیدند مجازات کند. او طرح اصلی را دارد. او فقط به زمان نیاز دارد تا آن را اجرا کند، بنابراین خودش را در آپارتمانش حبس می کند، بدون تلویزیون، بدون حواس پرتی، کسی که با او صحبت کند جز خاطرات گذشته اش، و یک دلقک قاتل. می توان دید که این به کجا می رود.

 

پل کم کم عقلش را از دست می دهد. مانند جک تورنس و مورت رینی قبل از او، نویسندگان را نباید برای مدت طولانی به حال خود رها کرد، زیرا اغلب آنها به آرامی به مرز جنون خواهند لغزید. این طرح کلی Final Draft است و بله، قبلاً انجام شده است. و بله، بهتر انجام شده است (The Shining به دلیلی پرچمدار است). اما این کار با جیمز ون در بیک انجام نشده بود و این برای ما به اندازه کافی خوب است.

 

«پیش‌نویس نهایی» ورودی جالبی در فیلم‌شناسی جیمز ون در بیک است

تقریباً همه حداقل نام داوسون کریک را شنیده اند. این یک سریال موفق در WB بود که توسط کوین ویلیامسون از شهرت Scream نوشته شد. این داستانی در مورد داوسون لیری، دوستانش و دختر همسایه، جوی پاتر (کتی هلمز) بود. داوسون کریک، خوب یا بد، کارنامه جیمز ون در بیک را مشخص کرده است، به همین دلیل است که فیلم هایی مانند پیش نویس نهایی در فیلم شناسی او برجسته می شوند. شاید او می خواست داوسون و تمام اضطراب نوجوانی اش را کنار بگذارد تا ثابت کند که می تواند خیلی بیشتر باشد.

و در فاینال درفت، او این کار را انجام می دهد. ون در بیک نقش پل را در نقش هنرمندی عمیق، روح‌افکر، متفکر و شکنجه‌شده بازی می‌کند که یک فنجان قهوه بد از یک فروپاشی مطلق فاصله دارد. شاید ون در بیک به ناامیدی های هنری خود اجازه داد تا به بازی او در نقش پل دامن بزند. در طول فیلم، شدتی آرام و در عین حال انفجاری درست در پشت عینک پل وجود دارد. غصه، خشم، تروما، و شاید حتی … ارواح وجود دارد. شاید بخشی از آن صدمه، بخشی از آن ناامیدی، بخشی از آن رنجش از شغل خودش تا آن لحظه ناشی می شد. صرف نظر از این، بازی فوق‌العاده محکمی از بازیگری بود که از نظر جنایی دست کم گرفته شده بود. اما بازی ون در بیک تنها بخش جالب فیلم نیست. همچنین با برخی از مسائل بسیار سنگین سلامت روان سروکار دارد.

 

“پیش نویس نهایی” دارای توضیحات جالب در مورد سلامت روان است

اگر این یکی را شنیده‌اید، ما را متوقف کنید: نویسنده‌ای که از نظر روانی ناخوشایند است، خود را منزوی می‌کند تا پروژه‌ای را به پایان برساند، اما «پروژه» به هر طریقی او را به پایان می‌رساند. این داستانی است که چندین بار گفته شده است و میزان بررسی سلامت روان فیلم به فیلم متفاوت است. اما جایی که Final Draft واقعاً می‌درخشد (علاوه بر عملکرد اصلی آن) مضامین آن است.

پل تویست افسرده است. حتی از همان سکانس اول فیلم کاملاً واضح است. همسرش او را ترک کرده است، برادرش مرده است و دوستانش خوب نیستند. (مطمئناً، دیوید به او کمک می‌کند تا شغلی پیدا کند، اما او همچنین مطمئن می‌شود که به پل لطف بزرگی را که در حق او انجام می‌دهد یادآوری می‌کند.) حتی قبل از اینکه خودش را در آپارتمانش حبس کند تا فیلمنامه را بنویسد، بسیار منزوی است. سلامت روانی او در طول فیلم بیشتر آشکار می شود، زیرا تماشاگران می بینند که پل گروهی منتخب از مردم (دیوید، همسر سابقش، یک قلدر دبیرستانی، یک مدل تقویم به دلایلی و غیره) را از طریق کلام نوشته شده به قتل می رساند. . پانچی دلقک واقعی نیست (یا او؟) اما او دستور پل را انجام می دهد و هیچ رحمی نشان نمی دهد. اوه، و روشی که پانچی آنها را می کشد؟ او آن را شبیه خودکشی می کند. بنابراین در طول فیلم، مخاطبان راه‌های مختلفی را می‌بینند که یک فرد می‌تواند جان خود را از بین ببرد، که به طور بالقوه نشان‌دهنده میزان تفکر پل در مورد خودکشی خود است.

 

پیش نویس نهایی فیلمی در مورد هبوط پل تویست به جنون است و پانچی دلقک نشان دهنده افسردگی است که همچنان او را از عزیزانش منزوی می کند. در اواخر فیلم، در یکی از غم انگیزترین صحنه های فیلم، پل با دیوید تلفنی صحبت می کند و از او التماس می کند که قفل در را باز کند و او را بیرون بگذارد. این فریاد به معنای واقعی کلمه برای کمک است. پل التماس می کند: “من می پرم؛ به خدا قسم می پرم.” دیوید پاسخ می دهد: “خوب، بپر.” “میدونی کی اونجا تو رو میگیره، پل؟ هیچکس.” دیوید سپس به پولس می‌گوید که «آن را بمکد». این تصویری وحشیانه اما مؤثر از مسائل مربوط به سلامت روان است و اینکه درخواست کمک چقدر می تواند سخت باشد. اما در نهایت، تنها زندگی ای که «پانچی» ادعا می کند، زندگی پل است.

 

پیش نویس نهایی ارزش یک بار تماشا کردن را دارد. این فقط ۹۰ دقیقه است و در حالی که واقعاً هیچ چیز «اتفاق نمی‌افتد»، یک بررسی عالی از هنر و نوشتن و انزوایی است که با هر دوی این چیزها همراه است. همچنین نگاه قانع‌کننده‌ای به افسردگی است، و نشان می‌دهد که اگر در حال مبارزه هستید چقدر مهم است که از کمک بخواهید (و قطعاً به سراغ دوستی مانند دیوید نروید). همچنین وسیله ای عالی برای جیمز ون در بیک است تا ثابت کند که او به عنوان یک بازیگر بسیار بیشتر از داوسون لیری است. 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 12 در انتظار بررسی : 12 انتشار یافته : ۰
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

سفارش رپورتاژ دائمی در سایت های قوی

مایکروسافت  شیائومی  سامسونگ  گوشی  مارک  اینتل  گواهینامه  قرمز  گورمن  تبلت  آیفون  طراحی  لایکا  تایوان  یوتیوب  دوربین  اندروید  تاشو  چین  گلکسی  پیکسل  ساعت  ای‌بی  هوشمند  سطح  جدید  شرکت  معرفی  تجاری  طرح